خانه > امر به معروف مسئولین > ماهیت صلح امام حسن چه بود؟
چاپ این مطلب چاپ این مطلب

ماهیت صلح امام حسن چه بود؟

fan

گروه دانشگاه «خبرگزاری دانشجو» -؛ «امام حسن(ع) به ما یاد دادند که باید به مصلحت امت و خواست مردم و جامعه توجه کرد و به نفع امت و جامعه اسلامی تصمیم گرفت»  این متنی است که خلاصه ولی صریح در صفحه توییتر جناب رئیس جمهور منتشر شده است.

 

قبل از این هم در گفت و شنودهای مذاکراتی مباحثی همچون پیمان صلح  امام حسن(ع) و یا مقاتله‌  امام حسین(ع) با برداشت های گوناگون و از زوایای متفاوت مطرح شده بود، اما دغدغه ( بخوانید دلواپسی) حقیر از این است که منظور جناب رئیس جمهور از درس امام حسن(ع) خدای نکرده «صلح» از روی ناتوانی و از موضع ضعف باشد.

 

البته صلح چیز بدی نیست، اما خب واضح است که مهم طرف صلح است، و شاید مهمتر از آن چیزی که بر سر آن صلح می‌شود که نه این نوشته مجال باز کردن همچین بحثی است و نه نیازی به این کار است. چرا که همه از ماجرا به قدر کفایت آگاهیم.

 

القصه راجع به مذاکرات ما با قدرت های جهانی( بخوانید استکبار جهانی) باید گفت همه به این درک رسیده ایم که در شرایط حاضر مذاکره یک سویه نتیجه بخش نخواهد بود و طرفین باید حاضر به پرداخت هزینه هایی باشند، و نیز این را هم می‌دانیم که مذاکره، توافق، صلح یا هر چیز دیگری تنها زمانی از سوی ملت عزیز ایران اسلامی پذیرفتنی است که عزت آنها، غیرت آنها و حقوق و داشته های مسلم آنها را حفظ نماید، و آنچه که قابل تامل است وجود این فاکتور ها در پیمانی است که شاید تا کنون با دیدی ناصحیح بدان پرداخته ایم و هرگاه صحبت از صلح امام مجتبی(ع) به میان آورده ایم، تصور یک توافق ناگزیر و از موضع ضعف به ذهن ها متبادر شده است. اما یک نگاه گذرا به بند های این پیمان باب حرف های ناگفته ای را باز می کند:

 

۱. حکومت به معاویه ابن ابی سفیان واگذار می شود، به شرطی که وی طبق قرآن و سنت پیامبر عمل کند.

 

۲. بعد از معاویه، خلافت از آن حسن بن علی(ع) خواهد بود و اگر برای او حادثه ای پیش آید، حسین بن علی(ع) زمامدار حکومت خواهد بود.

 

۳. بدعت، ناسزا و سب و لعن امیرالمومنین در حال نماز متوقف شود و نباید جز به نیکی از او یاد شود.

 

۴. مبلغ پنج میلیون درهم، موجودی بیت المال کوفه از تسلیم به حکومت مستثنی است و باید زیر نظر امام حسن(ع) مصرف شود.

 

۵. معاویه باید در بذل و تعیین مقرری بنی هاشم را به بنی امیه ترجیح دهد.

 

۶.  معاویه موظف است همواره از خراج دارابگرد مبلغ یک میلیون درهم تسلیم امام حسن(ع) نماید تا میان بازماندگان شهدای جنگ جمل و صفین که در رکاب امام علی(ع) کشته شدند، تقسیم شود.

 

۷. معاویه متعهد می شود که تمام مسلمانان و شیعیان و مردم از هر نژاد که باشند از تعقیب و آزار، در امان باشند و آنها را به علت فعالیتشان بر ضد حکومت معاویه تعقیب نکنند.

 

۸. معاویه تمام یاران امام علی(ع) را در هر کجا که باشند امان می دهد و تعهد می کند که هیچ یک از آنان را نیازارد، حق هر کسی به او برسد و اموالی از بیت المال که در دست شیعیان علی(ع) است، پس گرفته نشود.

 

۹. هیچ خطری از ناحیه معاویه متوجه امام حسن(ع) نشود و نیز برای امام حسین و سایر خاندان پیامبر خوف و خطری فراهم نشود، و معاویه متعهد به اجرای همه این مواد خواهد بود.*۱

 

با یک نگاه جریان شناسانه مشخص است که امام حسن(ع) نیز همانند پیامبر که در سال ششم هجری با وجود همه درگیری های قریش ناگزیر به صلح با آنها شد و امام علی(ع) نیز ناگزیر از آتش بس گردید، صلاح را در صلح دید و دلیل اصلی آنرا نیز مصلحت جامعه مسلمین و زنده نگهداشتن «اسلام ناب» دانست و حتی در جایی دیگر نیز فرمود: دیدم میل بیشتر مردم با صلح است، لذا میل نداشتم آنچه که از آن اکراه داشتند به آنها تحمیل کنم، زیرا جنگ چیزی نیست که به بی میلی و ناباوری سپاه قابل دوام باشد و پیروزی حاصل گردد!*۲

 

پس عدم وجود بصیرت کافی در مردم امام مجتبی(ع) را به سمت این تصمیم سوق میدهد تا جایی که ایشان می فرمایند: به خدا قسم من خلافت را به این سبب تسلیم کردم که یاور و انصاری نیافتم و اگر یاورانی داشتم شب و روز با معاویه می‌جنگیدم تا خداوند بین ما و شما حکم کند.*۳

 

و سوالی که در ذهن ایجاد می‌شود این است که با وجود پشتوانه و حمایت قوی مردمی از مذاکرات و همچنین حمایت تام و تمام مقام معظم رهبری از تیم مذاکره کننده و مواضع مشخص مردم و نظام، چه جای مقایسه است بین شرایط زمان کنونی و دوران امام مجتبی(ع.) ؟!

 

با این حال با نگاهی گذرا به بند های پیمان صلح میتوان تمامی فاکتور های یک توافق استراتژیک را در آن دید.  تمام بند ها با آینده نگری، دید کلان نسبت به مواضع طرفین و در عین حال با توجه به همه ی جوانب تدوین شده اند و حتی از لغاتی استفاده شده که دست بالای امام در مذاکره را می رساند: معاویه موظف است، معاویه متعهد می شود، معاویه باید…

 

جالب است که حتی واگذاری حکومت به معاویه نیز مشروط است و پس از آن حق حکومت برای امام محفوظ است، امام امنیت اجتماعی و اقتصادی مسلمانان را حفظ کرده و باب تبلیغات و بدگویی به امیرالمومنین بسته می‌شود، وحتی شیعیانی که علیه حکومت معاویه فعالیت داشتند نیز از گزند بنی امیه مصون شدند!

 

index

و اما نکته قابل توجه این است که علی رغم اینکه بعد از این پیمان اتفاقات ناشایست و بدعهدی های زیادی رخ داد و حتی منجر به شهادت امام مجتبی(ع) شد، و چه بسا با وجود اینکه امام برتمام این اتفاقات واقف بود، اما هیچ گاه از موضع عزت دست برنمی دارد و در عین حال همه ی  تلاش خودرا می‌کند تا با یک پیمان جامع و با بهره گیری از تمام تکنیک های ممکن موجبات حیات و بقای «اسلام ناب» را فراهم میکند.

 

نهایتا ماجرا به این جا ختم میشود که پس از ایشان امام حسین(ع) نیز در شرایطی مشابه قرار می گیرد اما این بار راهبرد چیز دیگری است. امام صلاح و حافظ اسلام را این بار در روشی دیگر یعنی جنگ با یزید  می بینند و برای اقامه ی اسلام خون می دهند و مرگ با عزت را برتر از زندگی با ذلت می نامند و نقطه عطف تمام این جریانات تاریخی این است که در هر شرایطی عزت است که با هیچ متاعی معامله نمی شود، در عین حالی که همه تصمیمات زنجیروار مصلحت و حیات دین خدا را رقم میزند.

 

پس در روند تطبیق سازی های تاریخی باید رویکردی به گونه ای باشد که مقایسه از حیث جمیع ابعاد باشد. و در چنینشرایطی است که تشابهات و تطبیقات موجب حسن نتیجه گیری را فراهم خواهد ساخت. از این رو تمثیل زمانه ی امروز و مذاکرات هسته ای به ماننده صلح امام (ع) هنگامی صحیح خواهد بود که در همه ابعاد منطبق باشد.

 

این که معادل معاویه زمانه را امریکا و استکبار بگیریم، درست. اینکه مردم میل به صلح دارند لیکن نادرست است، زیرا هرچند مردم خواستار تغییر و دگرگونی در وضعیت معیشت خویش اند اما بدان معنا نیست که به جیره خواری معاویه تن دهند. و از این نظر الزامی به مذاکره و توافق تحت هر شرایطی را ندارند و نگاهشان تکیه به درون نیز دارد. اما از آن جایی که فرصتی پیش آمده تا شاید بتوان مردم را از شر تحریم های سراسر ظالمانه دشمنان اسلام  رهایی داد، همراه و همگام و حامی تیم مذاکره کننده در پی آن اند تا به مقصودشان با رعایت حرمت ها خطوط قرمز ، برای عزت ایران اسلامی برسند.

 

لذا نقش مردم در آن برهه برای امام (ع) ، نقشی از جنس عدم حضور است. نقشی کمرنگ که امام (ع) را وادار به مذاکره ! و صلح – یا معادل توافقنامه امروزی – می کند. لیکن می بینیم این شرایط نیز برای امام (ع) زمینه ساز پذیرفتن هر نحو صلح – بخوانید توافقنامه – نمی شود! و با وجود عدم پشتوانه ی مردمی ، امام (ع) از سر عزت و غیرت و تمامیت اسلام و برای حفظ اسلام ناب مذاکره می کنند. جالب است که اینقدر شمه حقوق دانی امام (ع) در بند های این پیمان بارز است که تا سالیان سال پس از آن ، رنگ و بوی تازه ای دارد و سرمشقی برای هر فردی است که در این مرحله و در شرایط این چنینی عزم بر گام نهادن نموده و قصد مذاکره با اهریمن زمان خویش را دارد. لذا دست کم ۲ نکته ی مهم را می توان برای برهه ی کنونی ، استخراج نمود.

 

اول اینکه برعکس شرایط زمانه حسن بن علی (ع) مردم با ابراز حضور خویش در عرصه های مختلف نشان داده اند که همواره نه در پشت سر ، که دوشادوش مذاکره کنندگان جمهوری اسلامی آماده هرگونه ایستادگی هستند. یک پشتوانه ۷۰ و اندی میلیونی برای حفظ کیان جمهوری اسلامی از روی عزت و قدرت . این موهبتی بزرگ است و باید قدر دان این نعمت بود و شکر آن را به جای آورد و شکر آن جز خدمت به این پشتوانه عظیم و حفظ هویت و استقلال و عزت نخواهد بود.

 

دوم آنکه اگر چه فرضی محال است که شرایط مردمی مانند به صدر اسلام در آن برهه باشد، اما بر فرض محال هم اگر حتی پشتوانه مردمی به میان نباشد ، باز هم درسی بزرگ در فراروی تیم مذاکره کننده وجود دارد و آنکه با وجود حتی دست خالی بودن به لحاظ امکانات مادی! باز هم موضع، موضع قدرت است و بزرگی.

 

بند بند صلح نامه امام (ع) ، سرشار از درس های عمیقی است برای ما . بازخوانی شان برای ما و برای تیم مذاکره کننده ، بسیار مفید خواهد بود. فلذا فرقی ندارد که به تعبیر جناب ظریف ، ترسی از قدرت پوشالی نظامی امریکا داشته باشیم یا خیر ! در همه حال مذاکره باید از سر قدرت و عزت باشد. اگر ضعف نشان دهیم ، گستاخ تر می شوند و تاریخ بهترین گواه برای اثبات این مدعا است.

 

و اما مخلص کلام آنکه به کار گیری تعبیر تمثیل شرایط امروزه به تطبیق با صلح امام (ع) هر چند نادرست است، اما نکته ای جالب را در ذهن می پروراند و آن که امیدواریم بکار گیری این تعبیر برای بکارگیری شیوه مذاکره و نوشتن متن توافق نامه همانند امام (ع) باشد ، نه همانند توافق نامه ی ژنو !

باشد که از این صلح امام (ع) عبرت بگیریم و عبرت بگیرند ، عبرت گیرندگان.

۱. ابن ابی الحدید، شرح نهج البلاغه، ج ۱۶، ص۴۴

۲. اخبار الطوال، دینوری، صص ۲۲۰ و ۲۲۲

۳. بحار الانوار ج ۴۴ ، ص ۱۴۷

 

*محمد حاتمی-دانشجوی رشته برق دانشگاه صنعتی جندی شاپور دزفول

 

ارسال نظر شما

• با عنایت به اینکه نظرات و پیشنهادات شما کاربران گرامی در بهبود پایگاه تاثیر کاملا موثری ایفا می کند لذا خواهشمند است ما را از نظرات ارزنده ی خود محروم نفرمایید. خانه های ضروری نشانه گذاری شده است. *

*


2 − دو =

شما می‌توانید از این دستورات HTML استفاده کنید: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>